تولد یک سالگی حدیثه سادات

دختر قشنگم تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک. عزیزم انشاالله صد و بیست ساله بشی.
عزیزکم یک ساله شدی.
با اصرار زیاد تونستم بابایی رو راضی کنم برات تولد بگیرم اونم نه یکی نه دوتا بلکه سه تا

یه دفعه عمو سیدابوالفضل اینا رو دعوت کردیم بعدش خانوم مقدم و دختراش و عروسش و دفعه سوم هم خونه ماماجون اردکان.

عموسید ابوالفضل اینا قرار بود برن مشهد به همین دلیل دوم بهمن اومدن تولد و خانوم مقدم اینا چهارم بهمن اومدن.خیلی بهت خوش گذشت.

چون تقریبا تو کارای خونه و تزیینات دست تنها بودم دو هفته قبل از تولدت کارامو شروع کردم تا شد این.........
تزیینات خونه











اینم کارت دعوت به جشن تولد



و این یادگاری از جشن تولد

وروجک مامان یک سالگیت مبارک

جشنی که عمو اینام اومدن خونمون.
منم و عموی مهربونم که خیلی دوسم داره بهم میگه نباتگ. البته منم خیلی دوسش دارم.
![]()


![]()

.gif)
بفرمایید شام....

.gif)

یه عکس کلی از یادگاریام![]()

از اینجا عکسای تولدم روزی که خانوم مقدم اینا اومدن.
ولی خود خانوم مقدم نیومد چون بخاطر دختر عموش عزادار بود فقط دختراش و در آخر هم عروسش اومد.
دستشون درد نکنه خیلی زحمت کشیدن اومدن و کادوهای خیلی قشنگی هم آوردن



و اما شام......

بخورید دیگه سرد شد!!!!!!

یادم رفت بگم قبل از شام میوه خوردیم. حالا شما بفرمایید


و در آخر این تولد خونه ی مامان جونه.



.gif)



تولد یک سالگی حدیثه سادات
